تشکر

benyblack @ ۳۱ خرداد ۱۳۹۰-۲۱:۲۷

 یک سال و چند ماه پیش بود که به لطف دوستان سابق مشکلات زیادی بابت کار برام ایجاد شد. واقعا اوضاع بدی داشتم. توی اون شرایط مهدی خان صفاری با یک پیشنهاد خوب من رو به سامسونگ برد و بعد از چند وقت هم با ارتباط با دوستان، موقعیت های خوبی برام پیش آورد. شاید اگر این لطف ها نبود مراسم ازدواج من هم سر نمی گرفت. امروز بعد از 16 ماه از دوست عزیزم در سامسونگ جدا شدم تا به موقعیت های دیگری که برام پیش آمده فکر کنم. خیلی دوست دارم در مورد این مدت همکاری مطلب بنویسم. از سختی ها و شیرینی ها، از موفقیت ها و شکست ها و ... اما بهترین قسمتش اینه که از اون روز ها فقط خاطره های قشنگ برام مونده. این پست رو برای این نوشتم که تشکری کرده باشم از این رفیق همیشگی. مهدی جان ممنون.
این رو هم اضافه کنم که ما با هم روی یک سرویس جدید کار می کنیم که البته برادر شاهو هم در این پروژه حضور دارن. خبراش بزودی میرسه ان شااله.
 

... |   3

سال نو

benyblack @ ۱۵ فروردين ۱۳۹۰-0۱:۱۱

سال نو مبارک
فعلا همین تا بعد ;)

... |   2

MVC dynamic action

benyblack @ ۲ دي ۱۳۸۹-۱۵:۱۷

 بعضی وقت ها نیاز است که با یک Action بتوانیم انواع ویو و Object رو مدیریت کنیم. فکر می کنم مثال زیر گویاست:
 
[HttpPost]
        public ActionResult Create(BaseContent model) {
            ModelBindingContext md = new ModelBindingContext();
            string assemblyName = typeof(Link).Assembly.FullName;
            string fullTypeName = "DNE.CM.Centers.Data.Virt." + model.Type.UpperFirst();
            var obj = Activator.CreateInstance(assemblyName, fullTypeName);
            Type T = typeof(Link).Assembly.GetType(fullTypeName);
            var center = obj.Unwrap();

            // Bind model
            ModelMetadata modelMetadata = ModelMetadataProviders.Current.GetMetadataForType(() => center, T);
            md.ModelMetadata = modelMetadata;
            md.ValueProvider = new FormValueProvider(ControllerContext);
            dynamic bindResult = ModelBinders.Binders.DefaultBinder.BindModel(ControllerContext, md);
            bindResult.Save();
            return RedirectToAction("Edit", new { id = bindResult.Id });

        }


 

123 |  

Hummmm

benyblack @ ۲۴ آبان ۱۳۸۹-۱۱:۲۰

 یه خورده خسته ام و حوصله وبلاگ نویسی ندارم! خوب چیه؟! 
اگر همه چیز خوب پیش بره تا دو ماه آینده یه کم سرم خلوت میشه و بیشتر می نویسم. فعلا زنده هستیم
این هم اکانت های توئیتر و فیسبوک (رخنامه!) ما

... |  

Anzali

benyblack @ ۱۸ مهر ۱۳۸۹-۱۲:۳۲

 هفته پیش بعد از حدود 5 ماه به انزلی رفتم. چه هوایی بود. واقعا  به این مسافرت احتیاج داشتم.
این روزها مشغول مراحل پایانی پروژه کتاب اول هستیم و سخت مشغول کار.
چند روز پیش هم سالگرد عقد ما بود. یک سال گذشت. خیلی سخت اما پربار.
شکر
این اخبار تلگرافی چند وقت اخیر! 
 
Bandar-e Anzali

... |   1